X
تبلیغات
رایتل

گفته ها و نگفته های امیر آشتیانی

مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق *** گرت مدام میسر شود زهی توفیق

جمعه 1 تیر 1386 ساعت 15:54

داستانک

 

اشتم تو بلگ ها چرخ می زدم که تو یه بلاگ در مورد نوشتن یه داستان کوتاه با ۱۵ کلمه دعوت شدم این ۱۵ کلمه و

۱ - مرفین

۲- درد

۳-بیمارستان

۴-مرد

۵-فریاد

۶- همسر مرد

۷-حجاب

۸-صدای کلفت

۹-شغل دولتی

۱۰-نمادهای دینی

۱۱-پرستار

۱۲-صندلی چرخدار

۱۳-درخت اقاقیا

۱۴-هوس

۱۵-سیگار

 

اینم داستان.....

پرستار داشت مرفین آماده تزریق می کرد .صدای درد دارم و دارم میمیرم مرد تمام فضای بیمارستان و تو نیمه های شب پر کرده بود. همسر مرد با التماس در حالی که داشت حجابش و درست می کرد ار دکتر خواهش می کرد تو را خدا کمکش کنید  اقای دکتر.
 دکتر هم   که با نگاه پر از هوسش داشت زن و می خورد یه پک به سیگارش زدو  با صدای کلفت گفت: اون موقع که با مستمسک قرار دادن نمادهای دینی پست های دولتی رو قبضه کرده بودین از کسی کمک نمی خواستید و به کسی کمک نمی کردید. وبعد با چشماش به دنبال سوژه جدید گشت و  بی تفاوت غرولندی کرد و با خنه به سمت دیگه رفت.
زن هم با ناامیدی در حالی که چشماش پر از اشک بو صندلی چرخدارو هل می داد و به سمت  درخت اقاقی رفت  و زیر لب گفت خدا خودت که می دونی دروغ می گفت پس خودت کمکش کن...

نظرات (3)
سلام
مرسی که به من سر زدی
منم لینکت کردم
شنبه 2 تیر 1386 ساعت 22:36
امتیاز: 0 0
خیلی بامزه بود.
شنبه 2 تیر 1386 ساعت 22:37
امتیاز: 0 0
+ سعید آموزگار http://d0or55so0r.blogsky.com
سلام امیر جان
مرسی عزیزم از اینکه پشتکارش رو گرفتی و داستانت رو نوشتی . خوب این هم یک روایت متفاوت و کاملا متفاوت از این عناصر بود. خوب به هرحال هرچیزی امکان دارد در داستان اتفاق بیفتد و این ناشی از تجربیات شخصی ما و تاثیر آن در ظمیر ناخودآگاه ما دارد ولی معمولا هیچ جای دنیا هیچ پزشکی در حین معاینه حق کشیدن سیگار ندارد حتی در مطب و اگر دکتر تو این کار رو انجام داده پس مجازاتش کن مثلا پرستار میتونه این کار رو بکونه و بیاد و سیگار رو از لب دکتر بکشه بیرون و بهش هشدار بده که اینجا بیمارستان هست ولی باتوجه از این که این دکتر رو اینجوری شکل دادی پس هر کاری میتونه بکنه . ولی مرسی که شهامت این رو داشتی که خودت رو محک بزنی و خوب هم از عهده اش بر آمدی
من بعد از این که دوستان دیگر هم نظرشان رافرمودند همه را باذکر منبع در وبلاگم درج میکنم و به حظورتان اطلاع میدم.
فعلا بدرود.
یکشنبه 3 تیر 1386 ساعت 02:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی کاش اگه اشکال دیگه هم داشت بگی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :