مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 10 خرداد 1386

پرزیدنت بوش رابرت زولیک را نامزد احراز مقام ریاست بانک جهانی کرد

پرزیدنت بوش رابرت زولیک را نامزد احراز مقام ریاست بانک جهانی کرده است.  پرزیدنت بوش این گزینش را امروز در کاخ سفید اعلام کرد. پرزیدنت بوش گفت آقای زولیک که قبلا نماینده بازرگانی آمریکا و قائم مقام وزارت امورخارجه بوده است تجربیات غنی خود را به بانک جهانی عرضه خواهد کرد.  آقای زولیک جایگزین پال ولفوویتز میشود که در ارتباط با جنجال ناشی از ترفیع و بالابردن حقوق دوست دختر خود، که کارمند بانک است، کنار می رود.  آقای زولیک نامزدی را قبول کرده است و میگوید بانک جهانی در کمک به کاهش فقر در جهان و دادن امید به کشورهای در حال توسعه نقش عمده و مهمی دارد. وی در عین حال افزود که انجام این وظیفه باید با نوعدوستی و خلاقیت انجام گیرد، و بانک باید با دیگر بنیادهای بین المللی همکاری کند. یک مقام دولتی آمریکا روز سه شنبه گفت انتظار میرود آقای زولیک که هم اکنون یکی از مدیران ارشد یکی از شرکت های بزرگ سرمایه گذاری در نیویورک است، تائید هیات مدیره بانک را کسب کند. برنارد کوشنر وزیر امورخارجه فرانسه انتخاب آقای زولیک را برای جایگزینی آقای ولفوویتز انتخابی درست توصیف کرده است.  آقای زولیک حین خدمت در وزارت امورخارجه برای استقرار صلح در دارفور سودان تلاش عمده ای داشته است.  آمریکا بطور سنتی انتخاب کننده رئیس بانک جهانی است، و اروپائی ها نیز بطور سنتی رئیس صندوق بین المللی پول را انتخاب میکنند.   آقای ولفوویتز اوایل این ماه اعلام کرد که روز سی ام ژوئن کنار می رود
برگرفته از صدای آمریکا
سه شنبه 8 خرداد 1386


تالار موسیقی پاریس مشهوربه «سیته دولاموزیک» در چارچوب هنر آواز زنان برنامه ای را تحت عنوان «آوای زنان شرق»  امروز به روی صحنه برد.  دو خانم ایرانی  به نام خواهران وحدت در این برنامه  به آواز خوانی پرداختند. مه سا وحدتخانم دلفین مینوئی در باره مه سا وحدت و خواهرش مینویسد مه سا ۳۳ ساله را میتوان در نقش طبیعی یک خواننده زن که در کشورش و در برابر هم میهنانش آواز میخواند مجسم کرد. اما وی بلافاصله اضافه میکند در کشوری که زمانی گهواره هنرو شعر و موسیقی بود، اکنون صدا وآواز زن ممنوع است. از انقلاب ۱۳۵۷ به این سو همه چیز مردانه - زنانه شده است، حتی صدا! خانم وحدت در پنهان ملودی ها  وآوازش را تمرین میکند. انقلاب اسلامی در ابتدا موسیقی را بجز موراد سرود و مارش های انقلابی ممنوع ساخت. و به این ترتیب بیشتر خوانندگان، ایران را به سمت دورترین مناطق ترک کرده و بیشترشان به لس آنجلس رفتند. مه سا وحدت آواز های دوره قاجار را میخواند ولی حکومت صدای زن را ممنوع کرده است. خانم مینوئی مینویسد نکته تعجب آور این است که ممنوعیت آواز زن در هیچ متن قانونی مشاهده نمیشود. حکومت صدای زن را ممنوع کرده و مه سا وحدت در سال های کودکی و نوجوانی زیر نظر هنرمند دیگر ایرانی خانم پری مالکی تعلیم گرفته و حالا خود شاگردانی دارد. در ایران مذهبیون معتقدند صدای زن تحریک کننده امیال جنسی در مرد است ولذا زن خواننده نباید تنها در حضور مردان آواز بخواند. این اواخر آواز کرتوسط گروه زنان در برابر بیننده زن و مرد مجاز شناخته شده است. خانم مه سا وحدت قرار است به همراه همسر موسیقیدانش، اتابک الیاسی، صفحه ای را که حاصل کار مشترکشان است به دلیل ممنوعیت در داخل، در خارج از ایران منتشر کنند. در وضعیتی که با یک فتوا میشود جای اجازه و ممنوعیت را تعویض کرد، آزادی هنر و هنرمند را کسی نمیتواند تضمین کند.
برگرفته از صدای آمریکا
چهارشنبه 2 خرداد 1386

روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار میکرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر میآراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی میکرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد میکرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست میداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع میشد .

روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می‌اندیشید و در عجب بود و با خود می‌گفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام."

بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده‌ام. تو را صاحب لباس‌های فاخر کرده‌ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه می‌شوی؟" او جواب داد "به هیچ وجه!" و در حالی که چیز دیگری می‌گفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده‌ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه می‌شوی؟" او جواب داد "نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت "من همیشه برای کمک نزد تو می‌آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می‌آیی؟ او گفت " متأ سفم، در این مورد نمی‌توانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم". جواب او همچون گلوله‌هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی‌کند به کجا روی، با تو می‌آیم." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه میکردم.

     در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده‌ایم و به او پرداخته‌ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها میگذارد. همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می‌یابد. همسر دوم ما، همکاران هستند. فرقی نمیکند چقدر با هم بوده‌ایم، بیشترین کاری که می‌توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند. همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت می‌نماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است.

همین حالا احیائش کنید، بهبودش سازید و مراقبتش کنید

بر گرفته از گروه iran-mba

<<    1      2      3      4      5      6