X
تبلیغات
رایتل

گفته ها و نگفته های امیر آشتیانی

مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق *** گرت مدام میسر شود زهی توفیق

سه‌شنبه 4 تیر 1387 ساعت 15:08

ملا نصرالدین همیشه اشتباه می‌کرد!


 ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

 شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد.

او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند .
«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»

شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.

 او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

 «اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد.»

***

 منبع گروه روزنه

 

 

نظرات (31)
ملانصرالدین را دوست می دارم!
سه‌شنبه 4 تیر 1387 ساعت 15:43
امتیاز: 0 0
خیلی قشنگ بود.... ولی این دلیل نمیشه که گدایی رو تو وبلاگت ترویج کنی ها! :)
سه‌شنبه 4 تیر 1387 ساعت 23:11
امتیاز: 0 0
+ سمیه نصرتی http://nsomayeh.blogfa.com
همیشه آدمهایی که خودشان را زرنگ می دانند یک پایشان در چاله است
چهارشنبه 5 تیر 1387 ساعت 15:10
امتیاز: 0 0
دولت ایران هم همینجوریه. همیشه کمتر از اونی که امکان داره مردم رو داغون میکنه و مردم هم همیشه خوشحالن.
جمعه 7 تیر 1387 ساعت 10:37
امتیاز: 0 0
سلام
جالب بود من هم با نظر سعید موافقم گویا دولت مردان ایرانی از این حکایات خیلی می خونند.
به ما هم سر بزن به روزم.
جمعه 7 تیر 1387 ساعت 23:47
امتیاز: 0 0
به نظر من مهم این نیست که دیگران در باره ی تو و افکارت چه نظری دارن
مهم خود تویی
من معتقئم حقیقت محض و مطلق وجود نداره
افکار و بینش هر کس حقیقت مطلق اون آدمه
اگه کسی به کاری که می کنه اعتقاد داشنته باشه براش یه اصل باشه این حقیقته
امیر آشتیانی عزیز
داستان خیلی جالبی بود
این می تونه به خیلی هاااا..... خیلی چیزا رو یاد بده
راستی...!
بیای پیشم خوشحال می شم
شنبه 8 تیر 1387 ساعت 15:04
امتیاز: 0 0
سلام
خوبی
منا که یادت میاد؟
من چند وقت بود دنبال این بودم که پولی را که خرج اینترنت میکنم ازش درادم
گشتم تا اینکه یه سایت خوب پیدا کردم
حالا بعد از امتحان این سایت را بهت معرفی میکنم
لینکش تو وبلاگم هست خواستی برو عضو شو
خدا حافظ
شنبه 8 تیر 1387 ساعت 15:10
امتیاز: 0 0
+
خدمت شما عرض کنم که .... خدمت شما عرض کنم که.....خدمت شما عرض کنم که .... هیچی
شنبه 8 تیر 1387 ساعت 18:31
امتیاز: 0 0
آها فهمیدم . منظورت اینه که گدایی شغل شریفیه و باید گدایان را زیر چتر حمایتی خود قرار دهیم و برای حفظ سلامتی خود و گدایان حتما از روی پل عابر پیاده عبور کنیم تا در حین عبور اسکناسی هم به این قشر زحمت کش از جامعه تقدیم کنیم...
یکشنبه 9 تیر 1387 ساعت 18:32
امتیاز: 0 0
+ حمیدرضا طهماسبی پور http://hrtp.blogfa.com
جالبه ووووفکر کردم مخفیانه داری اجرایی میخونی!!
یکشنبه 9 تیر 1387 ساعت 22:51
امتیاز: 0 0
+ پانته آ

سلام ،
اگر گدایی رو به صرفا کسب ساده و آسون پول فرض کنیم نتیجه همینه که گفتی ....تازه هر روز هم روشهای جدید تری هم به بازار می یاد.. اما گاهی اوقات گدایی برای بعضی ها صفت می شه و این بده خیلی بد ..تو شرایط حاد هم گدایی جنبه مادی خودش رو از دست میده و شکل احساسی میگیره ....و بدا به حال اونایی که احساس و محبت و عشق رو از دیگران گدایی می کنند.....
امیر جان گدا بازی رو بزار کنار و کمی هم از خودت بنویس و از ما دریغ نکن بزرگوار بزار طرفدارات بیشتر با قلمت آشنا بشن...
دوشنبه 10 تیر 1387 ساعت 11:11
امتیاز: 0 0
جالب بود همینطور کامنتهای قبلیت[قلب][گل][بوسه] سلام خوبی من آپم خوشحال می شم ببینمت موفق باشی خدانگهدار[قلب][گل][بوسه]
سه‌شنبه 11 تیر 1387 ساعت 11:52
امتیاز: 0 0
+ رهگذر
دیوانه باش تا غمت عاقلان خورند
عاقل مباش که غم دیوانگان خوری
سه‌شنبه 11 تیر 1387 ساعت 22:29
امتیاز: 0 0
ما شانس نداریم از روش ملانصرالدینم بریم همینیم
چهارشنبه 12 تیر 1387 ساعت 16:00
امتیاز: 0 0
..
جمعه 14 تیر 1387 ساعت 10:41
امتیاز: 0 0
حکایت جالبی بود.........یعنی حتی اگر خواستی گدایی کنی باید فکرت را با توجه به شرایط اجتماعی و رفتار شناختی آدم ها به کار بیاندازی تا بهترین سود نصیبت بشه
یکشنبه 16 تیر 1387 ساعت 09:58
امتیاز: 0 0
بابا حالا یه چش عمل کردی هااا.... تا کی قراره آپ نکنی؟! :)
سه‌شنبه 18 تیر 1387 ساعت 13:27
امتیاز: 0 0
سلام
جالب بود .منم حماقت رو قبلا امتحان کردم .جواب میده عجیب!!! ولی اگه بعد از یه مدت بفهمند که احمق نیستی گرفتاریها از روز اول هم بیشتر میشه.بحث اینجاست که چطور میشه این حماقت کذایی رو پایدار نگه داشت.هوش ملا نصرالدین در اینجا بوده
سه‌شنبه 18 تیر 1387 ساعت 13:41
امتیاز: 0 0
+ نسرین
سلام
چشم نو مبارک
دنیا با چشم تازه چه رنگی است
سه‌شنبه 18 تیر 1387 ساعت 15:23
امتیاز: 0 0
دیدی چی شد ، عملی شدی رفت.... : -)
شاعر میگه : عینک ها را باید برداشت ، جور دیگر باید دید...

سه‌شنبه 18 تیر 1387 ساعت 17:00
امتیاز: 0 0
+ نسرین
وبلاگ جدید روابط عمومی شرکت بورس متولد شد
http://www.tsepr.persianblog.ir
سه‌شنبه 18 تیر 1387 ساعت 18:55
امتیاز: 0 0
نیستی و سر سنگینی امیر جان؟
جمعه 21 تیر 1387 ساعت 04:19
امتیاز: 0 0
+ فاطمه
انسان همچون رودخانه است. هر چه عمیق تر باشد، آرام تر و متواضع تر است.
به جان خودم
نظری هم در مورد ملانصرالدین ندارم. کلآ مرد خوبی بود.
یکشنبه 23 تیر 1387 ساعت 16:34
امتیاز: 0 0
سلام دوست خوبم
با یه پست جدید به روزم و مثل همیشه منتظر حضور و نظر تو دوستم هستم
یکشنبه 23 تیر 1387 ساعت 22:28
امتیاز: 0 0
ملا نصر الدین های زمانه را دریابیم.
دوشنبه 24 تیر 1387 ساعت 14:35
امتیاز: 0 0
+ سمیه نصرتی http://nsomayeh.blogfa.com
روز تون مبارک
جمعه 28 تیر 1387 ساعت 16:25
امتیاز: 0 0
ما با عینکتو قبول داشتیم رفتی چشتو درست کنی بهتر بنویسی و ببینی می بینم که هنوز به روز نکردی
عضا نیاز داشتی بگو آشنا دارم
جمعه 28 تیر 1387 ساعت 17:58
امتیاز: 0 0
خوب دیگه امیر ، تا کی باید اشتباهات ملانصرالدین رو بخونیم..... !!!
یکشنبه 30 تیر 1387 ساعت 17:41
امتیاز: 0 0
کیت کت دایی امیر یادت نره
سه‌شنبه 1 مرداد 1387 ساعت 15:27
امتیاز: 0 0
+
kit kat
.
.
.
please
سه‌شنبه 1 مرداد 1387 ساعت 15:28
امتیاز: 0 0
+ .زهرا
.والا چی بگم...آخه ...آخه ...آخه... خجالت میکشم.والا هر چی آقامون بگن...آقا احسان رو میگم.اصلا هر چی اون بگه(آقا یکی منو از دست این پسر پررو نجات بده.شما که نمیدونید چی می کشم ...کجاییییییییییییییییییییییی آزادی بیان
پنج‌شنبه 21 شهریور 1387 ساعت 11:43
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :