X
تبلیغات
رایتل

گفته ها و نگفته های امیر آشتیانی

مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق *** گرت مدام میسر شود زهی توفیق

پنج‌شنبه 16 خرداد 1387 ساعت 18:56

بازگشت به دهه ۶۰

شاید خیلی از ماها اقتصاد و مشکلات دهه ۶۰ را فقط تو فیلم ها دیدیم و تو کتاب ها خوندیم یا ازبزرگترامون شنیدم  که تو آن سالها مردم پس از یک انقالاب سیاسی ،تازه وارد یک جنگ بیرونی شده بودند و هنوز در گیر و دار تشکیل حکومت بودند .و هر روز یکی از مسولان به جرم خیانت و ارتباط با بیگانگان به اصطلاح پاکسازی می شدند .در  همین بی سر وسامانی سیاسی بودکه یک هرج و مرج اقتصادی سراسر کشور را فرا گرفت و مردم همچون قحطی زدگان هر کالای که گیرشون می اومد را می خریدند و تو خونشون ذخیره می کردند،از ترس اینکه شاید فردا نباشه تا بخرند. و کاری به این نداشتند که لازم دارند  یا نه.!!

بعد یه مدت یک گروه فرصت طلب دیدند این می تونه برای اونها یک کار پر درآمد باشه کالاهای اساسی مردم رو انبار می کردند ، تاگرون تر بفروشند.

حالا این کالا ها از یخچال و بخاری گرفته تا مایع ظرفشویی و صابون،خمیردندان، گندم ،برنج و حبوبات و.... هر چی که می تونست انبار بشه . اون موقع  فتوای امام خمینی هم که از محبوبیت  زیادی برخوردار بود کار ساز نشد و کار به رفتار قهری کشید و انبار ها را با حکم قضایی باز می کردند واجناس و به مردم با نرخ مصوب می فروختند .

کوپونیسم هم به نوعی ههمون موقع ها تخمش تو جامعه کاشته شد و مردم عادت کردند چه دارا چه ندارا یه چیزی، از دولت بکنن.

اتفاقاتی که این روزها تو مسایل سیاسی و اقتصادی در حال رخ دادن، تداعی کننده همون جریاناته ،به طوری که سهمیه بندی بنزین ،توزیع سهام عدالت به نوعی همون فرزند تکامل یافته کوپن هستند. فقط با کمی تغییر و تحول تو اجرا وتغییر و تحولات سیاسی و عزل و نصب های چکشی و می تونه تداعی کننده همون پاکسازی ها باشه وبا کمی تعدیل. و اما نکته آخر مشکلات اقتصادی و نایاب شدن کالاهای اساسی مردم که تو این چند وقته به کرات دیده شده و نمونه های عینیش پودر شوینده ،برنج و این آخر هم گرانی و نایابی قند وشکر و چای و ماکارونی به عنوان کالاهی اساسی هستن که  مصداق بارزش وچند روز پیش تو فروشگاه شهروند دیدم ، مردم مثل قحطی زده ها قفسه ها رو جارو می کردند هر چی گیرشون می اومد  تو سبدشون به زور جا می دادند

یکی شون ۲۰ ماکارونی بر می داشت

یکی مشت می کرد ۵ شیشه پاک کن می انداخت تو سبدش

اون یکی قفسه قند ها رو خای می کرد و ....

یه صحنه عجیبی بود کاش یه دورین بود فیلم برداری می کرد.

یاد حرف یکی از دوستام افتادم که برای عید رفته بودم پیشش ازش پرسیدم سهم چی بگیریم خوبه گفت نمی دونم اما امسال سال کالا ست ،هر چی می تونی پول هات و تبدیل به کالا یا زمین کن چون پول به شدت ارزشش واز دست می ده و نگهداشتنش توجیه نداره به سهم هم زیاد فکر نکن.

خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کنه....

*پی نوشت

بهتون خواندن کتاب مزرعه حیوانات جرج اورول را اگر نخوندید به شدت توصیه می کنم 

اینم یه لینک دیگه همین کتاب    یک save target az بکنید و لذتش و ببرید.

پی نوشت ۲

از همه دوستان که این چند وقته علت دیر به روز کردنم و پرسیدن ممنونم و از همه بابت این تنبلی مضاعف عذر می خواهم.

 

نظرات (31)
روشنگری جالبی بود!
راستی این دوستی که بهت گفته تو فکر سهام نباش احتمالا بهزاد بوده دیگه! اگه اون بوده که زیاد به حرفاش اعتماد نکن همین فردا قیمت سهام کلی بالا میره! D:
پنج‌شنبه 16 خرداد 1387 ساعت 23:36
امتیاز: 1 0
سلام
بابا چه عجب به روز شدی.
واقعا خدا بخیر کنه آخر وعاقبت کشورو.
پنج‌شنبه 16 خرداد 1387 ساعت 23:52
امتیاز: 1 0
سلام دوست عزیزم
با مطلبی با عنوان((‌ نوآوری و شکوفایی اقتصادی...))‌ به روزم و مثل همیشه منتظر حضور شما دوست خوبم تو کلبه کوچیکم هستم.
پنج‌شنبه 16 خرداد 1387 ساعت 23:54
امتیاز: 1 0
وا
چه عجب !!!!!
شما مثل اینکه توی همه چیز بد قولیدا؟
داشتیم کم کم نگران می شدیم و به اس ام اس و تلفن و این حرفها متوسل
که چی شده که نه وبتو به روز میکنی و نه به بقیه سری می زنی
ولی مثل این که در حالتی از فرهیختگی بودی و کتابی می خواندی و مشعوف می شدی برادر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوش بگذره در هر حال رییس
جمعه 17 خرداد 1387 ساعت 10:50
امتیاز: 1 0
+ محمد حسین مهرزاد http://mhmehrzad.persianblog.ir
سلام.شخصا کاری به اراجیفی مثل مافیا و قدرت لایزالش ندارم اما این موج گرانی مشکوک میزنه.اینکه هر چند وقت یکبار نوبت یک کالای اساسی میشه و هر کدوم از کالاها یه پریود زمانی خاص دارن و بعد از اون یه کمی وضعیت متعادل می شه مشکوکه.شاید علتش سیاست های غلط ۳ سال گذشته باشهر که اوضاع همه چیز رو چنان به هم ریخته که هر چند وقت یکبار یکیش سر باز می کنه.
صحنه ای تو در فروشگاه شهروند دیدی منم دیدم.واقعا عجیب بود.مردم هم کم کم دارن تاوان ۳ سال قبلشون رو پس می دن.
راستی آپ کردم.یه جای مطلب هم یه نقطه کم گذاشتم.خودت پیداش کن دیگه.
جمعه 17 خرداد 1387 ساعت 11:51
امتیاز: 1 0
در کنار این هرج و مرج اقتصادی اوضاع اسفناک جامعه مدنی و مسائل سیاسی را اضافه کنید
جمعه 17 خرداد 1387 ساعت 17:56
امتیاز: 1 0
+ اریانا
به به داداش امیر هم تشریف فرما شدن اقا ارادتمندیم
شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 04:39
امتیاز: 1 0
بابت سر نزدنتون به وبلاگها چی اونم عذر می خواین
شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 16:23
امتیاز: 1 0
پاسخ:
اره خداییش بابت اونم عذر می خواهم
+ سمیه نصرتی http://nsomayeh.blogfa.com
نمی دانم جز تاسف این روزها واژه ای نداریم که بگوییم
شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 17:22
امتیاز: 0 0
نکنه این مدتی که نبودی تو صف قند و شکر و... بودی
نمی دونم چرا ولی مردم چند وقتیه که به صورت غریزی منتظر یه قحطی و گرسنگی بزرگ هستند
تا کوچکترین اتفاقی می افته اولین کاری که می کنن سراغ مایحتاج اولیه می رنن تا مبادا از گرسنگی بمیرن زمستون امسال رو یادت می آد شمال برف اومده بود گاز قطع بود ملت نون نداشتن بخورن مردم تو کرج و تهران از ترس قحطی ۱۰۰ تا ۱۰۰ نون می گرفتند
یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 16:15
امتیاز: 0 0
لینک کتابت فوق العادس ، تعریفشو خیلی شنیده بودم . می خو نمش تا بعد.

یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 16:46
امتیاز: 0 0
+ پانته آ
سلام ؛
خوشحالم که با وبت آشتی کردی و بالاخره دلتنگش شدی و ....آپ کردی
حرفهای قشنگی می زنی حیف.... که فقط در حد حرف باقی می مونه حقیقت ماجرا چراهایی که هیچ وقت جوابشون رو نمی دونیم !!! دعا کن ، دعا کن شاید فرجی شد خدا رو چی دیدی !!!!!
یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 16:48
امتیاز: 0 0
+ هنگامه رحیمی
سلام
من اولین بار هست که وبلاگتو می بینیم
وبلاگ خوبی داری امیدوارم همیشه موفق باشی همان طور که توی روزنامه صبح اقتصاد بود
یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 18:17
امتیاز: 0 0
+ نسرین
من که هنوز نتونستم کتاب رو بخوانم اما
در یک مقاله لاتین نوشته بود که قحطی هر چند سال در دنیا اتفاق افتاد مثلا در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ اما در دوره سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ اوج تولید مواد غذایی در دنیا بود اما دوباره با کاهش تولیدات مواد غذایی به سمت کمبود مواد غذایی و قحطی پیش می رویم .
حالا بگو برو کتاب بخون بابا داداش ما باید بریم کشاورزی کنیم کتاب سیری چنده ؟
دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
+ روزنامه نگار http://rooznamenegaram.blogfa.com
تو خجالت نمیکشی؟؟؟؟
چرا؟؟؟
ای تنبل..ای بی وفا ..ای ....ولش کن خیلی دعوات کردم
بابا یه سری بزن
دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 15:19
امتیاز: 0 0
+ مهدی اسدی http://masadi.blogsky.com
کم پیدایی؟
چهارشنبه 22 خرداد 1387 ساعت 13:31
امتیاز: 0 0
+ تارا
سلام
مطلب جالبی بود.... مرسی.... اما می دونین من که انقدر هر روز از صبح تا شب این مسائل می بینم و می شنوم و لمس می کنم دیگه اصلا غصه نمی خورم تازه کمی هم خوش بین شدم... شاید اینا مثل افعال معکوس توی سریال بربره بود ... تورم معکوس در جهت سلامت جسمی و روحی مردم هستش ...۱) کاهش وزن و مبارزه با چاقی که یکی از امراض روز دنیا هستش...۲) وسواس (افزایش قیمت پودر شوینده و به زودی مایعات شوینده)... خوش بین باشین آقا خوش بین... ما ایرانی هستیم... چهارمحال و بختیاری امکانات دار شده....حالا واقعا ماکارونی و برنج و غیره اهمیت داره؟!!
ببخشید زیاد حدف زدم ....موفق باشین
خدانگهدار
پنج‌شنبه 23 خرداد 1387 ساعت 10:35
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم خوبی مطلبت حرف نداره تنبلیت هم میبخشیم موفق باشی خدانگهدار
دوشنبه 27 خرداد 1387 ساعت 12:20
امتیاز: 0 0
+ نسیم
آیین عشق بازی دنیا عوض شده است
یوسف عوض شده زلیخاعوض شده است
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
درعشق سال هاست که فتواعوض شده است
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل دریا عوض شده است
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم ودنیا عوض شده است
دوشنبه 27 خرداد 1387 ساعت 13:12
امتیاز: 0 0
+ سمیه نصرتی http://nsomayeh.blogfa.com
نیستید؟
دوشنبه 27 خرداد 1387 ساعت 14:35
امتیاز: 0 0
+ ابوالفضل http://as7.blogfa.com
خواهش میکنم....
با حال بود.
سه‌شنبه 28 خرداد 1387 ساعت 06:41
امتیاز: 0 0
+ محبوبه
http://m-matin.blogfa.com/cat-3.aspx
سه‌شنبه 28 خرداد 1387 ساعت 10:06
امتیاز: 0 0
خیلی تنبل شدی
بما هم سر بزن تنبل خان.
چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 00:25
امتیاز: 0 0
+ احسان
من که از اول می دونستم تنبلی دایی جان
فقط یک کلمه
استقلال قهرمان
چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 09:04
امتیاز: 0 0
+ مهدی اسدی http://masadi.blogsky.com
تنبل شدی!
چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 14:10
امتیاز: 0 0
+
تنبل شدی ها !

اینم یه جور نظره که یک ذره با نظره بقیه فرق داره.

(اینایی هم که تشویقت کردن می خوان تو از این باب مطالب بنویسی درش تخته بشه . دوست ناباب که میگن همینان.بری تو وب خودشون همش شعر نوشتن و از عشق و جاری بودن زندگی گفتن.
به ما هم سر بزن :)
چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 17:15
امتیاز: 0 0
+ آزاده
امیر این صفحه و خوندم و به این نتیجه رسیدم که یکی دوست داره ! نوشتش این و داد میزد. مین به آدم انگیزه میده که تنبل نباشه . نه ؟
چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 17:25
امتیاز: 0 0
سلام پستتون عالی بود.
همه چیز حتی حجاب هم به دهه ۶۰برگشته و همه باید فقط مشکلی بپوشند.
پنج‌شنبه 30 خرداد 1387 ساعت 12:54
امتیاز: 0 0
+ روزنامه نگار http://rooznamenegaram.blogfa.com
مردی باز؟
چرااینقدر تنبل شدی تازگی ها!
تو یه چیزیت میشه ها!
راستش رو بگو به کسی نمی گم!
شنبه 1 تیر 1387 ساعت 15:10
امتیاز: 0 0
+ مهتا
سلام
خوبی روزنامه ایران خوبه؟
اونکه کنارت می شینه خوبه؟ اذیتش نکنی ها نزدیک عروسیشه گناه داره
خیلی دلم برای مطبوعات تنگ شده اما روزگاره و بازی های رنگارنگش نمی شه کاری کرد
موفق باشی
شنبه 1 تیر 1387 ساعت 17:51
امتیاز: 0 0
http://paklokjiukppprtf.com paklokjiukppprtf
<a href="http://paklokjiukppprtf.com ">paklokjiukppprtf</a>
<a href=http://paklokjiukppprtf.com>paklokjiukppprtf</a>
جمعه 8 آذر 1387 ساعت 04:09
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :