قصه رفت و اومدهای هوگو و محمود بیشتر به خاله بازی های بچه ها شبیه شده تا مناسبات سیاسی .انگار می رند خونه فامیلاشون و از سر بیجایی که وقتی هیج کجا برای رفتن پیدا نمی کنند یه سر بهم می زنند.
این هوگو که بهش نمی آد محض رضای خدا موش بگیره و از سرو پاش( که شارلاتانه) و سرمایه گذاری های ایران تو ونزوئلا پیداست که خوب سوراخ دعا راپیدا کرده و بد ولد چموشیه !
محمود ما هم ساده باور کرده که این واقعا با عموسام مشکل داره و بیخبر از اینکه ای جماعت لمپن آمریکای جنوبی عادت دارند هم از آخور بخورند هم از توبره
رکن سوم مثلشون هم که عضو اوپک نبود و احتمالا هنوز تو رگی نشده و گرنه حتما دانیل جون اورتگا که راننده شخصی دکتر شده هم یه توکه پا به کشور دوست و مسلمان ایران می اومدن تا برای مملکتشون سوغاتی ببرند.
بگذریم این محمود ساده ما بی خبر از سیاسی کاری های یانکی ها که دارند با اروپایی ها بازی می کنند تا ارزش یورو را بالا ببرند و با افزایش صادرات خودشون در کنار کاهش مبادلات چشم آبی ها آمریکایی ها سایه های رکود از سر اقتصادشون دور کنند. دارند تو دام آمریکایی ها می افتند و گیر سه پیچ دادن به اوپک که چی باید ترکیب دارز مبادلات نفت تغییر کنه.
اما از اونجای که بر خلاف ادعای ما اعراب اوپک و قبضه کردن گوش به این حرف ها ندادن و یه دهن کجی حسابی به ابن برادر دینی مخالف آمریکاکردن!
خدا آخر و عاقبت ما رو بخیر کنه!




/Burning%20Sky.jpg)




